همیشه کسانی تنهایمان میگذارند که از رفتنشان آزرده میشویم
از سر کوی تو با دیده تر خواهم رفت
چهره آلوده به خون آب جگر خواهم رفت
تا نظر میکنی از پیش نظر خواهم رفت!!!
گر نرفتم ز درت شام سحر خواهم رفت
نه که این بار چو هر بار دگر خواهم رفت !
نیست باز آمدنم باز اگر خواهم رفت!!!
سلام
از همه کسایی که نطر دادن صمیمانه تشکر میکنم و برا همشون از صمیم قلب آرزوی موفقیت میکنم
علی رغم میل باطنیم که دوست نداشتم اون عکس رو بردارم ولی چون به عشقم ، مینا جونم و سپیده خواهر عزیزم و حمید جون قول داده بودم اون عکس رو بر میدارم هر چند زیاد فرقی نمی کنه اگه اتفاقی که نباید بیوفته اتفاق بیوفته دیگه فرصتی برا گذاشتن عکس تو وبلاگم باقی نمیمونه. هیچوقت نتونستم با کسی راحت باشم و حرفای دلمو بهش بگم خیلی سعی کردم اما نشد.
این وبلاگو درست کردم تا شاید بتونم کمی تا اونجا که میشه احساساتمو بیان کنم عکسها و مطالب وبلاگ تا حدودی بیانگر احساساتمه. اتفاقای عجیبی افتاده چوری که نمیدونم چجوری باید در موردشون عکس العمل نشون بدم سعی میکنم زیاد گیر ندم اما هم گیر میدم هم نمیدم خوب ذاتا من نمیتونم در مورد بعضی اتفاقها واکنش درست نشون بدم یا نمی تونم احساساتمو درست بیان کنم و به طرف بفهمونم که منظورم چیه و آخرشم مجبور میشم همه حرفامو بریزم تو دلم که اینم مریضم میکنه داغونم میکنه، نا امیدم میکنه خسته میشم اما جالبه چیزایی که برا من مهمه و باعث ناراحتیم میشه برا دیگران... مهم نیست امروزم یکی از اون روزا بود یه حرفی از یک دوست شنیدم ناراحت شدم اما نتونستم بگم چرا ناراحتم میکنه من فقط بلد نیستم بگم ![]()
حالا بگزریم من هرچی توضیح بدم کسی که نمیفهمه چی میگم آخرشم هیچی . عکسو ورمیدارم به جاش یه عکس دیگه میزارم در موردش فکر کنین
موفق باشین ![]()
