تبليغاتX
چرندییات - چه کنم

چرندییات

چه کنم

غم و اندوه شعر من ز دوری نیست...

چه کنم...؟؟؟!!!

چاره ای به جز صبوری نیست

غم و غربت دو یار دیرینم!

تا به کی در غمت فراق میبینم

تو برایم دمی ز عشق حواندی

کاش!!!

مرگم فرا رسد زودی

کاش !!!

بار دیگر کنار من بودی

من و دل تنگی و شبی تاریک

منو اشکی و کوچه ای باریک

من و مهتاب و ناله ای مرده

من و یک صد هزار راه نشمرده

کاش!!!

امشب خدا مرا می دید

کاش!!!

عشقم ز قلب من می چید

عشق من " قلب من

 جدایی نیست

زین قفس....

هیچ راهی رهایی نیست

گر بخواهم جدا شوم از تو

که شوم من خلاص و آسوده

یک نفس زندگی ندارد طعم!

چه کنم زین دو راه بیهوده

تو در سکوت برفتی و ...

عشقت برای من باقی است .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مرداد 1384ساعت 3 بعد از ظهر  توسط علی  |